تبلیغات
او خواهد آمد.... - نگو از تنها شدن دلم شکسته... تنها نیستی اون بالا خدا نشسته
او خواهد آمد....
....... و زمان در گذر است..... و کسی همچنان منتظر است.....

v3xusotta5oqtdd4hc5r.jpg

دیروز دوباره رفته بودم جای سودا خانوم

رسیدم کنار گله... دیدم یه میش با بره کوچیکش خیلی با فاصله از گله نشسته... پرسیدم: اون چرا اونجاست؟ اینقدر دور؟

گفت: اون بره همین الان به دنیا اومده و چون نمیتونه درست راه بره مادرش هم همونجا وایستاده... اگه زحمتی نیست وقتی خواستی برگردی بره رو ببر بزار جای خونه

گفتم باشه... بعد از یه ساعتی که اونجا بودم خداحافظی کردم و رفتم به سمت میش و بره.... با خودم گفتم الان طبق معمول مادره که فرار میکنه حتما چند قدمی هم باید دنبال بره بدوم تا بگیرمش... وقتی رسیدم بهشون بر خلاف همیشه از هر طرف میخواستم بره رو بردارم مادرش میومد جلوش وامیستاد... بالاخره موفق شدم بره رو بردارم... گوسفندی که همیشه نزدیکش میشدم فرار میکرد تا لب جاده طوری تو دست و پای من میپیچید که نمیتونستم راه برم... بدون هیچ ترسی جلوی من ایستاده بود... با هزار زحمت بره رو گذاشتم توی ماشین و در رو بستم... مادرش مسافت زیادی رو دنبال ماشین دوید. وقتی دید دیگه خیلی دور شده به سمت گله رفت.

یاد این روایت افتادم

مردی به دیدن رسول خدا (ص) میرفت. سر راه لانه پرنده ای رو دید که جوجه هایی  توش بود. اونها رو برداشت تا بعنوان هدیه برای رسول خدا (ص) ببره. مادر جوجه ها تمام راه رو دنبال اون مرد پرواز کرد. وقتی مرد به مسجد نزد پیامبر (ص) رسید لانه و جوجه ها رو مقابل پیامبر(ص) در حیاط مسجد گذاشت. پرنده  علارغم شلوغی همانجا فرود آمد و غذایی را در دهان جوجه گذاشت. سپس پرواز کرد و ساعتی بعد دوباره برگشت و غذا آورد. رسول خدا(ص) دستور داد لانه را روی درختی بگذارند تا پرنده راحت باشد. سپس به اصحاب فرمودند: محبت این پرنده را نسبت به جوجه هایش چطور دیدید؟ گفتند: بسیار عجیب و شدید بود پیامبر(ص) فرمود: قسم به خداوندی كه مرا به پیامبری برگزید، مهر و محبّت خدای عالم به بندگانش، هزارانِ مرتبه از چیزی كه دیدید، بیشتر است

هزاران مرتبه بیشتر که هیچی... حتی اگه محبت خداوند به بندگانش به همین اندازه هم باشه مطمئن باشیم هرجا بریم همراهمون میاد... تو همه خطرات و سختیها همراهمونه و مراقبمونه.... با وجود چنین خالق قدرتمند و با محبتی بی انصافیه اگه بخوایم به خاطر مشکلات زندگی غصه بخوریم.... اون همیشه با ماست. جز خوبی چیزی برامون نمیخواد و اگه ما فراموشش نکنیم بهترینها رو برامون رقم میزنه....

 

پ.ن: قبل از اینکه اسمم عرفان باشه داوود بود. و قبل از داوود امیرعباس... توی خونه و فامیل و خانومی عزیز عرفان صدا میزنن... دوتا از بچه ها هنوز داوود رو فراموش نکردن.... اما چون خودم امیرعباس رو خیلی دوست دارم وبلاگ رو به نام امیرعباس مینویسم...





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 3 آذر 1396 05:17 ب.ظ
با درود! توصیه های بسیار مفید در این پست! این تغییرات کوچکی است که باعث خواهد شد
بزرگترین تغییرات تشکر فراوان برای به اشتراک گذاری!
شنبه 31 تیر 1396 07:01 ق.ظ
I visited various web pages however the audio quality for
audio songs current at this website is in fact marvelous.
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 04:53 ب.ظ
Hello there! I know this is kinda off topic but I was
wondering if you knew where I could get a captcha plugin for my comment form?
I'm using the same blog platform as yours and I'm having
difficulty finding one? Thanks a lot!
دوشنبه 28 فروردین 1396 02:51 ق.ظ
I am really impressed with your writing skills as well as with the layout on your blog.
Is this a paid theme or did you customize it yourself?

Either way keep up the nice quality writing, it is rare to see a great blog like this one nowadays.
جمعه 24 خرداد 1392 12:16 ب.ظ
با سلام
از شما دعوت می شود به حلقه های 40 نفره منتظران برای دعا و نیایش همگانی در روز نیمه شعبان به نیت تعجیل در ظهور امام زمان (عج) بپیوندید .
برای مطالعه بیشتر و اعلام حضور ، پست زیر را مطالعه بفرمایید :
http://albeyatolellah.blogfa.com/post/91
به فرموده امام زمان (ع) : اتحاد شیعیان = نزدیک شدن ظهور
منتظر شما هستم .
یا مهدی

چهارشنبه 14 فروردین 1392 10:02 ب.ظ
سلام برادر پست رو خوندم افرین لااقل دل ادم رو تکون میده البته خدا به داد دلهامون برسه!!
امیرعباس
سلام
ممنون که زحمت کشیدین این همه رو خوندین
چهارشنبه 14 فروردین 1392 08:54 ب.ظ
سلام
آیا خودتان به این امر هم توجه دارید ؟
بهتر بگویم ما می توانیم با همین وبی که داریم امر به معروف ونهی از منکر کنیم ؟
واقعا همین طوره که شما میگویید
ولی این دوره زمونه من یکی میترسم امر به معروف ونهی از منکر کنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
امیرعباس
سلام
توجه دارم ولی تقریبا نمیشه اجراش کرد
یعنی تاثیری نداره
توی وب هراز گاهی چیزایی برای فرهنگ سازی مینویسم
نمیدونم چقدر تاثیر داره
اما خوبیش اینه که فوقش فحش میشنویم دیگه کتک نمیخوریم (خنده)
چهارشنبه 14 فروردین 1392 08:25 ب.ظ
سلام
ممنون از حضورتون

تبریک میگم به خاطر وبلاگ زیبا و مطالب پربارتون.

امیدوارم توفیق دیدار مجدد فراهم بشه .

التماس دعا
امیرعباس
سلام
از حضور شما هم ممنون
محتاجیم به دعا
چهارشنبه 14 فروردین 1392 04:53 ب.ظ
داداش این نظراتم باز تكرار شدن
شرمنده .من این روزا همش دسته گلهای رنگین به آب میدم
خیللللللللللللی جالبه واقعا خانوادگی چنداسمه هستید؟
پس هیچی دیگه.كمال همنشینی اثركرده-روشمایه خورده بیشتر:)))
منم چندبارخواستم عوض كنم ولی به نظرم همین بیشتربهم میاددیگه4-5ساله عادت كردم
هنوزخانواده درجریان اسم بنده نیستن
اصن نمیدونم روزی برسه كه درجریان قراربگیرن یانه(این روزاخیلی ناامــــیدم ):
امیرعباس
اشکال نداره
دسته گل رو اگه به آب ندی که خشک میشه
نه عوضش نکن... نام مبارک ولی عصر(عج) هم قشنگه هم بهت میاد
مخصوصا که کلمه زیبای سید هم اولشه دیگه خیلی قشنگه
در جریان قرار میگیرن
نا امید شیطونه
باور کن همه ماهایی که کارمون درست شد و عمل کردیم اولش فکرشم نمیکردیم بشه
یهویی همه چی درست میشه
غصه نخور نا امید هم نباش
چهارشنبه 14 فروردین 1392 03:52 ب.ظ
ای جووونم
این همون بره است که تازه به دنیا اومده؟ چه نااااز
طفلی مادرش خب هردوشونو میزاشتی تو ماشین میبردی

شما چرا اینهمه اسم داری!
داوود خیلی الکیه (ببخشید البته)
عرفان معنا دار هست اما یکم سوسولیه
اما امیر عباس از اون اسمهای عشقیه جوانمردانه است

عشق عباس هم هستی؟
امیرعباس
به به
خانوم آقا باهم تشریف آوردن
مقدمتان گلباران
نه این یک بره سه روزه است
خب مادرش باید با گله میچرید که شیر تهیه بشه برا اون کوچولو دیگه
ضمنا ماشین من پرایده عزیز گوسفند باهاش بار نمیزنم... اون بره یه بند انگشت بود...

خب دیگه
دیدی یه مادر از وقتی باردار میشه تا وقتی بچه به دنیا میاد چقدر نظر عوض میکنه آخرش هم میبینی به نتیجه نمیرسن فرعه کشی میکنن... اینجوریه دیگه...
خیلی ممنون از اینهمه تفسیری که برای اسامی مطرح کردین
داوود همچین الکی هم نیست ها... اسم یکی از پیامبران خداونده
سوسولی بودن عرفان رو قبول دارم

کیه که عشق عباس نباشه!
یه انگشتری داشتم نگینش از حدید بود و روی نگین نوشته بود (عشق است اباالفضل) حیف گم شد

آید به جهان اگر حسین دگری
هیهات برادری چو عباس آید
چهارشنبه 14 فروردین 1392 01:44 ب.ظ
سلام داداش عزیز
روایت زیبایی بود
نگو از تنها شدن دلم شکسته... تنها نیستی اون بالا خدا نشسته
دلم خیلی گرفت.ازخودم خیلی ناراحتم
خدایاشكرت به داده ها ونداده هات

داداش...امیرعباس اسم قشنگیه
بهتون میاد
امیرعباس
سلاااااام سید مهدی عزیز
چرا دلت بگیره داداش؟
چرا ناراحت؟
بله خدا رو همیشه شکر

مرسی عزیز
فعلا که تو خانواده و فامیل عرفان جا افتاده
حالا اگه با سلیقه خانومی جور باشه که تو شناسنامم میزارم امیرعباس و کم کم تو خانواده و فامیل هم طبیعیش میکنم. همون اول که امیر عباس بودم حیف شد عوضش کردم...
اگر هم خانومی خوشش نیاد که توی همین وبلاگ و بین دوستان باشه کافیه

یک برادرم محمد علی بود امیر صداش میزدیم
یک برادرم محمد ابراهیمه فرهاد صداش میزنیم
خواهرم سارا خاتونه فریبا صداش میزنیم
زن داداشم فریبایه هدی صداش میزنیم
اون زن داداش دیگم نسرینه ملیحه صداش میزنیم
جالبه نه؟!
چیز طبیعیه اگه منم امیرعباس باشم عرفان صدام بزنن یا برعکس
چهارشنبه 14 فروردین 1392 10:19 ق.ظ
ممنون .قشنگ بود.
امیرعباس
خواهش
چهارشنبه 14 فروردین 1392 12:31 ق.ظ
سلام داداش
خدمت رسیدیم و استفاده کردیم از مطالب
امیرعباس
سلام سعید جان
خوش آمدید
چهارشنبه 14 فروردین 1392 12:28 ق.ظ
سلام.آقا عجب هیبتی ساختی ایول.
مطالبت همه قابل تامله
امیرعباس
سلام
هیبت؟!!! واویلا. هیبت دارها کجا برن؟
ممنون
سه شنبه 13 فروردین 1392 10:26 ب.ظ
سلام داداش
منم این روایت رو شنیدم
تازه یه روایت هم یادم نیست کدوم معصوم بود که میگه
خداوند ذره ای از محبت خودش نسبت به بندگان رو در بین خلایق تقسیم کردو از اون یه ذره تمام این عشقهای مادر فرزندی و پدر فرزندی و دو تا دوست و دوتا همسر و اینا .... بوجود اومد
از همون یه ذره
خدامون خییییلی مهربونه

امیر عباااااس
قشنگه و محکم و به قول آقا کیاوش مردونه
آدم با این اسم همچین احساس قدرت میکنه
امیرعباس
سلام حمید آقا
جالبه
بله مطمئنا نهایت محبت همونیه که بین خداوند و بنده اش وجود داره
بیخود که نمیگن همه عشقها مجازیه بجز عشق میان خالق و مخلوق
تشکر از روایت زیبا


احساس قدرت میکنه چون به یاد صاحب اسم میفته
وگرنه ما کجا و قدرت کجا
سه شنبه 13 فروردین 1392 09:18 ب.ظ
سلام آقا..داداش.. امیر عباس همچین اسم مردونه باحالیه بهت میاد..طالب اون کلاه کابویتم
امیرعباس
سلام کیاوش جان
ممنون
کلاه قابل شما رو نداره. با وجودی که اصلا اهل این نیستم که سر کسی کلاه بزارم اما اگه شما دوست داری بزارم سرت... بی تعارف....
سه شنبه 13 فروردین 1392 07:11 ب.ظ
داداش عرفان؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!
سلام حال شما؟؟؟؟شماواین کارا!!!؟؟؟؟راستشوبخواین غش رفتم ازخنده؟؟؟؟!!!!!ایشالاخداانقدرپول بهتون بده که ندونیدچیکارکنیدوالبته پول همراه باجنبش چون اگه آدم جنبه پولی که داره نداشته باشه اونوقت دیگه....تاسف آورمیشه امیدوارم منظورمومتوجه شده باشین.ولی خب نمیشه روحرف ایناحساب کردها!!
آخه من خودم یه بارگولشونوخوردم وبعدشم
یه پولی ازجیبم گذاشتم.
امیرعباس
سلام
ممنون که سر زدین
بله درسته... نه فقط پول که هرچیزی رو داشته باشیم اگه جنبشو نداشته باشیم خودمونو بیچاره میکنیم
ایشاا... خدا هر چی به هر کی میده اول جنبشو بهش بده وگرنه حکم بلا رو داره نه نعمت
راستشو بخواین خودمم به این نتیجه رسیدم که باید انصراف بدم
علاوه بر اینکه روی پرداخت اینها نمیشه حساب کرد اصلا با نمادهای تبلیغاتیی هم که میزارن موافق نیستم و اصلا خوشم نیومد اون بالا یه همچین تصویرهایی باشه

از جیبتون چرا پول بزارین دیگه؟؟؟ یا میدن یا نمیدن!
سه شنبه 13 فروردین 1392 05:24 ب.ظ
سلام عزیزم
من کلیک کردم ولی همش تبلیغ جواهرات چیز خیلی خاص و فوق العاده نبود تبلیغشم خیلی زیاده تو وب ها منظور دقیق شما چی بود لطفا روشن تر بیان کن
امیرعباس
وای چقدر ماهی شما
دستت طلا
اصلا مهم نیست اون تبلیغات چیه
مهم اینه که با هر کلیک روی اون 6000 تومن به حساب من منظور میشه
اگه آخرش دبه در نیارن و بدن
البته هی هر دفعه نیای روش کلیک کنی ها... آخه اگه چند بار از یه جا کلیک بشه دیگه هیچی برام ثبت نمیشه
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ

دعا پشت دعا برای آمدنت.
گناه پشت گناه برای نیامدنت.
دل درگیر میان این دو انتخاب.
کدام آخر؟ آمدنت یا نیامدنت؟


مشهد دل عالم است و ما اهل دلیم...
مدیر وبلاگ : امیرعباس
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

                    
 
 
چت روم - چت روم