تبلیغات
او خواهد آمد.... - تجلی یار
او خواهد آمد....
....... و زمان در گذر است..... و کسی همچنان منتظر است.....
سه شنبه 16 فروردین 1390 :: نویسنده : امیرعباس

ای بابا من چرا حواسم نیست آپ كنم!!!  سه روز گذشته و هیچی ننوشتم ... خب میبینین یادم نیست آپ كنم یه یادآوری بكنین دیگه مسلمونا...عه... دم همتون گرم بابا... مگه قرار نبود جریان اون دو بیت شعر رو براتون بگم؟؟!!!! ظاهرا اصلا برا هیچكی مهم نبوده جریانش چیه!!! خب اشكال نداره به هر حال من مینویسم... منبعش هم خلاصه ای از العبقری الحسان تالیف علی اكبر نهاوندی

میگن یكی از علمای شیعه كه اسمش ابوالقاسم محمد بن حاسمی بوده با یكی از علمای اهل تسنن كه اسمش رفیع الدین حسین بوده رفیق بودن به اندازه ای كه توی كار با هم شریك بودن و بیشتر وقتها باهم میرفتن سفر... یه روز تو یكی از سفرهاشون همینطور كه تو مسجد عقیق شهر همدان نشسته بودن شروع میكنن به بحث مذهبی. هی این از حضرت علی(ع)  تعریف میكنه و استدلال میكنه كه جانشین پیغمبر(ص) فقط و فقط علیه (ع) هی اون از قرابت ابوبكر  با پیغمبر(ص) و یار غار و از این حرفا تعریف میكرده. هی این میگه هی اون میگه هی این میگه هی اون میگه اینقده میگن و میگن و میگن تا هردوشون به شك میفتن كه نكنه اون یكی دیگه داره راست میگه ... هم این شل میشه هم اون شل میشه... میگن حالا چیكار كنیم؟... تصمیم میگیرن 10 – 20 – 30 -40  كنن... 10 – 20 – 30 – 40 ؟؟؟؟؟ نههههه!!!!!  ولی كاری هم كه تصمیم گرفتن بكنن كم از 10 – 20 – 30 -40 نمیاورد!!!!.... تصمیم میگیرن از اولین كسی كه از در مسجد وارد شد بپرسن حق با كیه؟  اون بنده خدا هم هرچی گفت هر دوشون بپذیرن... اما جناب ابوالقاسم هی با خودش حرص میخورده چون اونجا یه محله سنی نشین بوده و بی شك اولین كسی كه وارد میشده سنی بوده... همینجوری حرص میخورده و قل قل دلش میجوشیده و با هر صدای پایی قلبش میفتاده كف پاش  تا اینكه یهو میبینن جوانی با جلالت و نجابت وارد شد .... رفیع الدین با سرعت بلند میشه و سلام و تهنیت میده و از اون جوون میخواد كه بگه علی (ع) بر حق است یا ابوبكر (ل) اون جوان بدون معطلی دو بیت شعر میخونه كه معنیش همونیه كه تو پست خدا را شكر مولایم علی شد نوشتم.

متی اقل مولای افضل منهما      اكن للذی فضلته متنقصا

الم تر ان السیف یزری بحده      مقالك هذا السیف احدی من العصا

ابوالقاسم و رفیع الدین كللللللی تعجب میكنن از این حاضر جوابی و فصاحت در شعر و جواب دندان شكن... وقتی از او اسم و رسم میپرسن ناگهان از جلوی چشمان حیرت زده شان غایب میشود....

بعد از این جریان رفیع الدین شیعه دوازده امامی میشه

گوش به زنگ مانده ام جمعه ی عهد بسته را





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 18 فروردین 1390 09:53 ب.ظ
سلام دوست خوبم....
بروزم با (دوست مهربان)...
ممنون از مطالب و نظرات زیبات
امیرعباس سلام ممنون كه خبر دادین الان میام
چهارشنبه 17 فروردین 1390 09:11 ب.ظ
من سنی نیستم و تمام عقاید اهل تسنن رو هم قبول ندارم.شاید حتی با خیلیاش صد درصد مخالفم.ولی به عنوان یک انسان و هموطن وظیفه دارم به عقاید هرکسی که داره تو این مملکت زندگی میکنه احترام بذارم.چون مطمئنم مطالعات من و شما نه در مورد مذهب خودمون کامله نه مذهب تسنن.پس بهتره با معلومات ناقص و تکیه به یک سری احدادیث که صحتشون هم خیلی معتبر نیست قضاوت نکنیم. مرسی داوود جان
امیرعباس من میدونم شما سنی نیستین چون توی وبلاگتون آخر تمام پست ها یک یا علی نوشتین... درسته معلومات من اینقدر کامل نیست که بتونم بشینم با اهل تسنن مباحثه کنم ولی در حدی که به خودم ثابت بشه خلافت علی بر حقه و خلفای تسنن حق ایشون رو غصب کردن معلومات دارم. نمیدونم منظورتون از احادیثی که صحتش معتبر نیست کدوم احادیثه ولی تنها خطبه غدیر که همه قبولش دارن و کاملا سند داره کافیه برای انکار خلافت هر کسی غیر از علی (ع)... ممنون که سر میزنین و نظر میدین... خوشحال شدم
چهارشنبه 17 فروردین 1390 10:00 ق.ظ
سلام
ممنون از اینکه یاد آوری فرمودید
انشا الله دوستان خوبی برای هم دیگر بشویم
امیرعباس عههههه سلااااااام م م م
ممنون که تشریف آوردین اینجا... منم امیدوارم
چهارشنبه 17 فروردین 1390 12:36 ق.ظ
داوود جان میدونم آدم معتقدی هستی.ولی به خودت اجازه نده به عقاید دیگران توهین کنی.
امیرعباس میدونی یه وقتایی یکی معتقده رنگ زرد خوشکله یکی معتقده رنگ آبی خوشکله. یکی معتقده پیتزا خوشمزه است یکی معتقده آبگوشت خوشمزه است. خب باید به اعتقاداتشون احترام گذاشت.
ولی بعضی چیزا سلیقه ای نیست... وقتی با تمام دلایل روشن بازم کسی به اعتقاد غلطش چسبیده اون دیگه اعتقاد نیست لجباریه... دیوونگیه... و حتی میشه گفت توهینیه به عقیده های درست... من حاضرم به مسیحیا احترام بزارم. به یهودیا احترام بزارم. به زرتشتیها احترام بزارم... اما برای اهل تسنن احترامی قایل نیستم مگر برای اونهایی که تحت هر شرایطی از فهمیدن حقیقت دور موندن... ولی برای پیشوایانشونو امامان چهارگانشون و علماء شون ذره ای احترام قائل نیستم. کسی که حق حجت خدا رو میخوره یه آب هم روش حیفه که بهش تف بندازی چه برسه به احترام.... این خواهر برادریه شیعه و سنی هم بدرد سیاست میخوره... اونم سیاست مصلحتی نه سیاستی که با دیانت یکی باشه... من یک رافضیم و برادر هیچ کدومشون هم نیستم...
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ

دعا پشت دعا برای آمدنت.
گناه پشت گناه برای نیامدنت.
دل درگیر میان این دو انتخاب.
کدام آخر؟ آمدنت یا نیامدنت؟


مشهد دل عالم است و ما اهل دلیم...
مدیر وبلاگ : امیرعباس
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

                    
 
 
چت روم - چت روم