تبلیغات
او خواهد آمد.... - اعیاد شعبانیه مبارک
او خواهد آمد....
....... و زمان در گذر است..... و کسی همچنان منتظر است.....
چهارشنبه 15 تیر 1390 :: نویسنده : امیرعباس

سه نور آمد به عالم پر ز احساس     معطر هر سه از عطر گل یاس

سه نور تابناک آسمانی                   حسین بن علی سجاد و عباس

سلام به همه

ایندفعه هم دیر آپ کردم نه؟ ببخشید خب خییییلی گرفتار بودم... اول از همه ولادت امام حسین(ع) و حضرت اباالفضل (ع) و امام سجاد(ع) رو تبریک میگم خدمت همه دوستداران اهل بیت.. من همیشه این سه روز میرفتم دم در حرم شکلات پخش میکردم... فردا هم میخوام برم شکلات پخش کنم اما یه جای دیگه...اگه گفتین کجا؟ نمیدونین دیگه... بین یه طفلکیهای بی سرپرست که خیلی هم شکلات دوست دارن ولی کسی نیست از این جور چیزا بهشون بده. ...اونها هم یه عده جاندار هستن که احتیاج به مراقبت دارن ... احتیاج به محبت و نوازش دارن ... احتیاج به تنوع غذایی و گشت و گذار دارن.... اما خیلی کم هستن کسایی که به فکرشونن و دلشون براشون میسوزه ... خیلی ها حتی حاضر نیستن بهشون رحم کنن و کمی با ملایمت رفتار کنن ... تا چشمشون به یکی از این طفلکیا میفته یا با چوب و سنگ به جونش میفتن یا با لگد. ... اما یه خانوم نیکوکار که خدا اجرش بده اونها رو از گوشه و کنار شهر جمع کرده تو یه جایی به نام پناهگاه مهر. .. اگه یه بار برین اونا رو ببینین ... وقتی در میزنی قبل از اینکه مسئول بیاد پشت در همشون دم تکان و واق و ووق کنان جمع میشن جلوی در... تا میری تو همشون شروع میکنن بپر بپر و هی دورت دور میزنن ببینن چی آوردی براشون ... عییییینه همین بچه یتیمای پرورشگاه.... اینقده طفلکینننننن که اگه بری یکیشونو ناز کنی به تعداد موهایی که از زیر دستت رد میشه برات صواب مینویسن. ....چیه؟ چرا اینجوری نیگا میکنی؟ میترسی دستت نجس بشه؟ اولا خب آب بکش... آب رو برا چی آفریده خدا؟ دوما اونایی رو که خیس هستن ناز نکن خب.... صبر کن هر وقت خشک شد نازش کن... گفتن هر کدومو که بخوای میتونی صاحب بشی و شناسنامشو میزنیم به اسمت ... میتونی هر وقت دوست داشتی بیای باهاش بازی کنی و ببری بگردونیش... هر چقدر هم که در توانت هست ماهیانه بریزی به حسابش برای خرج غذاشو واکسناش اگه غیر از کمک مالی طور دیگه ای هم میتونی به پناهگاه کمک کنی که خوبه خیلی از دختر پسرهای جوون میان اینجا تو کارهای بنایی و رنگ در و دیوار و ساخت سایبون کمک میکنن..... گفتم تو طراحیه تابلوتون و چاپ کارهای تبلیغاتیتون میتونم همکاری کنم.... کلی خوشحال شدن..... منم یکیشونو که از همه شر تر بود و هی به سروکول همه بالا میرفت انتخاب کردم و مفتی مفتی یه قلاده زدم و صاحاب شدم... اسمشو گذاشتم قطمیر معنیشو نمیدونم ولی اسم سگ اصحاب کهفه ....... میگفتن خیلی هاشونو دست و پا شکسته و زخمی و مجروح پیدا کردن که ناشی از جنایات بشر بوده... اما اینجا درمانشون کردن و دارن زندگی میکنن....یکیشون که طفلکی سه تا پا داشت گفتن اینقدر وضع پاش خراب بوده که مجبور شدیم قطعش کنیم ..... امیدوارم بهشون خوش بگذره و روزهای سختی رو که قبلن داشتن فراموش کنن... خدا اجر بده خانوم فروغ امامی رو که این حرکت خدا پسندانه رو برای این مظلوم ها انجام داده و از دست شهرداری نجاتشون داده. ... شهرداری بدجنس که با افتخار تمام هی اعلام میکنه فلان مقدار سگ ولگرد به روش مرگ در آرامش معدوم شدند.... نامردای جنایت کار... .

راستی گفتم جنایات بشر... یه سی دی از اینترنت خریدم به نام جنایات بشر... توش پر بود از کلیپ های دست و پا کندن و پوست کندن و کالبد شکافیه انسان و خونخواری شیطان پرستان و غیره ...هر کس میومد خونمون شام و ناهار بمونه دقیقن موقع غذا خوردن سی دی رو براشون میزاشتم ولی بعد از چند بار که این عمل مفید رو انجام دادم و کلی مهمونا کم خوردن مامان خانوم اساسی دعوام کرد و من دیگه اون کار رو تکرار نکردم.

درضمن امروز صبح با یه دوست خوب که تازه باهاش آشنا شدم به نام آقا فرهاد رفتم دادگاه و اقدام کردم برای مجوز و بالاخره تشکیل پرونده دادم ... طفلی زحمت کشید و سر صبح همراه من اومد که راهنماییم کنه... دستش درد نکنه.... خلاصه درخواستو دادم و یه نامه دادن برا پزشک قانونی که اونم فردا صبح با فرهاد آقا میبرم میدم... داشتم فکر میکردم چه جالب!!! میدونین من برای حل شدن این مشکل بیشتر وقت ها رسمن متوسل میشدم به حضرت اباالفضل (ع) تو همه مشکلات بیشتر از همه امام ها کمک میخوام اما تو این مسئله نمیدونم چرا نا خودآگاه هی متوجه حضرت اباالفضل میشدم.... یعنی تقریبا از وقتی راهنمایی میرفتم آویزون حضرت اباالفضل بودم برا این مشکل. .. فکر کنم دیگه بعد این همه سال پروندم اومده رو ... الان هم خیلی وقته که میخوام  بی خیال دکترام بشم و برم دادگاه هی به دلایل مختلف عقب میفته و امروز فردا میکنم اما امروز خیلی اتفاقی همه چیز جور شد و یهو تصمیم گرفتم برم... جالبه که اینقدر کش دار شد که دقیقن مصادف شد با روز تولد حضرت اباالفضل(ع) امیدوارم به برکت مولود این روز کار پرونده ام که تو این روز متولد شد تند و تند پیش بره... همچنین امیدوارم به یمن این روزها و ماههای پر برکت مشکلات همه با سرعت نور حل بشه...

وای چقدر این پست طولانی شد ... ببخشید سرتونو درد آوردم... فعلن بای




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 14 تیر 1396 10:27 ق.ظ
I'm very happy to read this. This is the kind of manual that needs to be
given and not the random misinformation that is at the other blogs.

Appreciate your sharing this greatest doc.
یکشنبه 4 تیر 1396 07:20 ب.ظ
My brother recommended I may like this web site. He used to
be entirely right. This publish truly made my day. You can not
imagine simply how a lot time I had spent for this information! Thanks!
چهارشنبه 20 اردیبهشت 1396 07:19 ب.ظ
I leave a response whenever I especially enjoy a article on a blog or I have something to contribute
to the discussion. It is triggered by the passion communicated in the post I browsed.
And after this article او خواهد آمد....
- اعیاد شعبانیه مبارک. I was actually excited enough to post a leave a responsea
response ;) I actually do have a couple of questions for you if you do not mind.
Could it be only me or does it appear like a few of
these remarks come across like they are written by brain dead people?
:-P And, if you are posting on additional online sites, I'd like to keep up
with you. Would you make a list every one of all your public sites like your linkedin profile, Facebook page or twitter feed?
جمعه 25 فروردین 1396 10:26 ق.ظ
Undeniably believe that which you stated. Your favourite reason seemed to be on the internet the simplest thing to take into account of.
I say to you, I certainly get annoyed while folks
consider worries that they plainly do not recognize
about. You controlled to hit the nail upon the highest and also defined out the
entire thing with no need side-effects , other folks can take a
signal. Will probably be back to get more. Thanks
پنجشنبه 23 تیر 1390 05:14 ب.ظ
سلام.وبتون خوبه.قلمتون خوبتر.یاعلی
امیرعباس ممنون
سه شنبه 21 تیر 1390 10:42 ق.ظ

مثل آن مسجد بین راهی تنهایم...

هر کس هم که می آید مسافر است می شکند .....

.هم نمازش را، هم دلم را ...

و می رود
امیرعباس ای داد بیداد...
دوشنبه 20 تیر 1390 04:27 ب.ظ

سلام داداجی
امیرعباس سلام
یکشنبه 19 تیر 1390 08:02 ب.ظ
سلام
هیچی فقط اومدم که یه چیزی گفتم باشم!
اپ کن دیگه بابا یه چرتی بنویس حوصلمون سر رفت!
امیرعباس چشمممم
شنبه 18 تیر 1390 06:35 ب.ظ
سلوم
سگ!
منم یکی میخوام البته یدونه لالشو واسه من سوا کن چون من کرم!
من یه کفتر داشتم که پاش چلاق بود نمیتونست خوب راه بره و خوب پرواز کنه وقتی بچه بود بخاطر چلاق شدن پاش از لونه پرتش کردن بیرون تا بمیره من آوردمش خونه...بزرگش کردم...آخر یه روز از مدرسه اومدم دیدم داره تو دیگ میپزه...خوردنش!
امیرعباس نوش جان... خوشمزه بود؟
منم وقتی کوچیک بودم یکی از کفترامو به خوردم دادن ولی گفتن پریده رفته...
پنجشنبه 16 تیر 1390 01:28 ب.ظ
سلام.ممنون که به وبلاگم سر زدید.
بله...سگ های بی خانمان زیاد تو ایران هست...مثل سه تا سگی که توی فرحزاد دیدم که یکیش غده های وحشتناکی داشت که به خاطر سنگینیشون نمی توانست راه بره،اون یکی سرطان داشت و گوش هاش رو از ته بریده بودن و سومی هم دست و پاش عفونت کرده بود.
به هر دری که زدم،به هر کسی که گفتم سر پرستی یکیشون رو به عهده بگیره،به هر پناهگاهی که زنگ زدم بی نتیجه موند...خودم نمی تونم بیارمش چون این جا کلی گربه ی بی سرپرست دارم.و حالا من موندم با عذاب وجدان نجات ندادن این کوچولو ها...
امیرعباس خدا به دادشون برسه
پنجشنبه 16 تیر 1390 10:41 ق.ظ
سلام
اقا با شما هستم ها شما که فکر همه هستی حتی سگهای بی خانمان و تنها
چرا خانومتون یادت رفته چرا نمیای بهش یک سر بزنی دلش از دوری پوسید چه قدر نگاهش به در باشه تا شما رو ببینه
میدونم سخته امدنت ولی یک فکری کن دیگه
برای این دل کوچیک من که دیگه تحمل دوری نداره

امیرعباس
یه فکری کردم خانومی... میدونی چه فکری؟ اینقده دعا کردم که خودت داری میای عسلم
چهارشنبه 15 تیر 1390 05:49 ب.ظ
دوست عزیز سلام
وبلاگ مفید و قشنگی داری.
وبلاگم رو تازه افتتاح کردم اما فکر میکنم ارزش یکبار دیدن رو داشته باشه.
خوشحال میشم اگه سری بزنی
امیرعباس ای به به
یه تازه وارد
اسم وبلاگت خیلی قشنگه
اومدم اومدم
دیدی اومدم
از این شعر وبت خیلی خوشم اومد میزارم اینجا بچه ها بخونن... با اجازه...

پشت هر کوه بلند ،
سبزه زاریست پر از یاد خدا.
و در آن باغ کسی می خواند
که خدا هست دگر غصه چرا؟
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ

دعا پشت دعا برای آمدنت.
گناه پشت گناه برای نیامدنت.
دل درگیر میان این دو انتخاب.
کدام آخر؟ آمدنت یا نیامدنت؟


مشهد دل عالم است و ما اهل دلیم...
مدیر وبلاگ : امیرعباس
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

                    
 
 
چت روم - چت روم