تبلیغات
او خواهد آمد.... - تو هستی سبز پوش آل احمد که باشد خلق و خویت چون محمد
او خواهد آمد....
....... و زمان در گذر است..... و کسی همچنان منتظر است.....

پیامبر اکرم(ص) :

هر چشمی که بر مصائب حسنم گریان شود در روزی که همه چشمان گریان است (قیامت) گریان نخواهد شد و قلبی که برای حسنم محزون شود در روزی که همه قلبها محزون است (قیامت) محزون نشود.

مرحوم حاج شیخ على اكبر تبریزى که از روضه خوانهای قدیمی و معروف بود مى گفت : من جوان بودم تبریز منبر مى رفتم و روضه سیدالشهدا حسین (ع) را میخواندم. ماه رمضان بود. در عالم رؤ یا مشرف شدم محضر مقدس بى بى فاطمه سلام اللّه علیها سلام كردم حضرت كِدرانه جوابم داد.

گفتم بى بى جان من از آن نوكرهاى بى ادب نیستم اسائه ادبى خیال نمى كنم از من سر زده باشد كه از من كدر شده باشید. چرا این طور جواب مرا مى دهید؟
حضرت فرمودند: حاج شیخ مگر حسن پسر من نیست ؟  چرا یادى از حسنم نمى كنى ؟ حسنم غریب است حسنم مظلوم است

شهی که بود ز جانها لطیف تر بدنش

شدی بسان زبرجد ز زهر کینه تنش

امام دوم و سبط رسول و پور بتول

که ذوالجلال بنامید از ازل حسنش

 

امام حسن (ع) در لحظات آخر عمر مبارک به امام حسین (ع) فرمودند:

هر گاه من از دنیا رفتم چشم مرا بپوشان و غسل بده و كفن كن و بر تختخه ای (تابوتی) گذارده؛ كنار مزار جدم رسول خدا صلی الله علیه وآله ببر تا تجدید عهدى كنم. سپس مرا به سوی قبر جده‏ام فاطمه بنت اسد (مادر امیرالمومنین) منتقل کن و در آنجا به خاك بسپار.

سپس فرمود:

به زودى خواهى دید جمعى به این گمان که مى‏خواهى مرا در كنار قبر جدم به خاک بسپاری براى جلوگیرى گرد هم مى‏آیند و مقابلتان می ایستند. اكنون به تو سفارش مى‏كنم براى خاطر خدا سعى كن در پاى جنازه من، خونی ریخته نشود

بعد از آنکه امام حسن علیه السلام چشم از دنیا فرو بست؛ امام حسین علیه السلام ، برادر را غسل داد و كفن كرد و بر روى سریری گذارد تا طبق وصیتش براى آخرین وداع ، بدن مطهرش را کنار قبر مقدس رسول خدا ص ببرد.

مروان و سایر بنی امیه که جزء دار و دسته او بودند یقین کردند که مردم مشایعت کننده قصد دارند بدن مطهر را در کنار رسول خدا صلی الله علیه وآله به خاک بسپارند. از این رو خود را مجهز به تجهیزات نبرد کردند و با اجتماع خود راه را بر کاروان عزادار بستند.

همینکه امام حسین علیه السلام بدن مبارک را به سوی مزار شریف حرکت دادند تا تجدید عهدی با جدش رسول خدا کرده باشد؛ طرف مقابل (پیروان سقیفه) در قالب جماعتی در مقابلشان صف آرایی کردند و مانع آنها شدند.

عایشه هم سوار بر قاطری به جمع آنها ملحق شد؛ در حالی که می گفت:

ما را با شما چه کار؟! می خواهید کسی را وارد خانه من کنید که محبتی (و ارادتی) نسبت به او ندارم؟

 

ابن عباس گفت: این چه رسوائى است؟ عایشه! روزى بر استر و روزى بر شتر! (اشاره به جنگ جمل) می خواهى نور خدا را خاموش كنى و با دوستان خدا بجنگى

مطمئن باش اگر وصیت کرده بود که بدن مطهرش را کنار رسول خدا دفن کنیم تو کوچکتر از آن بودی که بتوانی مانع ما شوی و لکن آن حضرت به خدا و رسولش و نیز حرمت قبر شریفش بیش از دیگران عالم است و می دانست که نباید خرابى در آن پدید آید، چنانچه این كار را دیگران كردند و بدون اذن آن حضرت صلی الله علیه وآله به خانه اش وارد شدند،

امام حسین علیه السلام فرمود

به خدا سوگند! اگر برادرم با من پیمان نبسته بود كه در پاى جنازه او خونی ریخته نشود می دیدید که چگونه شمشیرهاى الهى از نیام بیرون مى آمد و دمار از روزگار شما درمی آوردند

 

تیر و تابوت خدایا چه شده؟!

چشم قاسم را بگیرید کفن گلگون شده

آه از این ظلم و ستم دل خون شده .....

 

یا رب الحسن بحق الحسن اشف صدر الحسن بظهور الحجه



 


 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 18 شهریور 1396 11:02 ب.ظ
An impressive share! I've just forwarded this onto a coworker who
had been doing a little homework on this. And he in fact ordered me breakfast due to the fact that I found it
for him... lol. So allow me to reword this.... Thanks for the meal!!
But yeah, thanks for spending time to discuss this topic here on your web
page.
شنبه 11 شهریور 1396 08:11 ب.ظ
I am not sure where you're getting your info, but good topic.
I needs to spend some time learning more or understanding more.
Thanks for fantastic info I was looking for this information for my mission.
پنجشنبه 24 فروردین 1396 07:23 ب.ظ
It's going to be finish of mine day, however before ending I am
reading this enormous paragraph to increase my knowledge.
پنجشنبه 21 دی 1391 06:41 ب.ظ
بلاخره خوندمش
مرسی عزیزم از اطلاعات خوب و کاملت که میزاری تو وب خیلی بهت افتخار میکنم
خداکنه فرزندان سالم و صالحی خدا قسمتمون کنه که دینشون مثل شما قوی باشه

امیرعباس ممنون عزیزم. زحمت کشیدی. ممنون که خوندی
پنجشنبه 21 دی 1391 01:44 ق.ظ
قشنگ بود...
امیرعباس ممنون
چهارشنبه 20 دی 1391 08:03 ب.ظ
سلام عرفان جان
خوشحالم که دوباره داری می نویسی داداش.
برات آرزوی بهترین ها رو دارم.
یا علی.
امیرعباس سلام. همچنین. موفق باشی
سه شنبه 19 دی 1391 09:04 ب.ظ
البته نه اینکه خیلی آدم بدی باشه ها
مثلا من دوست ندارم موسیقی گوش بدم اما برای اون مهم نیست
بعد وقتی یه مجلس تولد یا عروسی دعوت میکنن که میدونم موسیقی و رقص و این حرفهاست همیشه اختلاف پیش میاد که بریم یا نریم
میدونم تو این زمونه به کسی این حرفها رو بزنی مسخره میکنه
ولی چون احساس میکنم شما خودت به این چیزها معتقدی یا شما درمیون گذاشتم
ببخشید
منتظر راهنماییاتون هستم
امیرعباس سلام سعید آقا. خوش اومدین به وبلاگ من
خدایی مشکل بزرگی دارین.... بهتر با کسی مشورت کنین که تخصصش بیشتره و هر کس هر راهنمایی کرد عملی نکنین که یه وقت مشکل از این وخیم تر نشه....
اگر یه خانوم این مشکل رو میگفت جواب مبدادم که شما هوای خودتو داشته باش در حد تذکر به شوهرت بگو و نیازی نیست زیاد خودتو ناراحت کنی
ولی همونطور که گفتید مسئله شما فرق میکنه... یه مرد در قبال رفتار خانومش مسئوله
مثلا در روایتی خوندم که اگه مردی راضی باشه به اینکه زنش آرایش کنه و عطر بزنه و بیرون از خونه بره با هر قدمی که بر میداره گناهی برای شوهرش به حساب میاد
به نظر من بهتره با زبان خوش و روی گشاده از او بخواین که رعایت کنه و با آگاهی و استدلالاتی مسائل دینی رو بهتر بهش بشناسونین در این صورت حتما خودش هم به انجام مسائل دینی تمایل پیدا میکنه
اما اگر بازهم نتونستین راضیش کنین خب خودتون هم بهتر میدونین که رضایت خداوند به رضایت همسرتون مقدم هست و نباید خداوند متعال رو ناراضی کنید تا همسرتون راضی باشه
همونطور که وقتی یک مرد از همسرش بخواد کاری بر خلاف دستورات خداوند انجام بده با تمام سفارشاتی که شده در اطاعت از شوهر، اون زن حق داره به حرف شوهرش گوش نده
و همینطور است درباره فرامین والدین، با تمام سفارشاتی که درباره اطاعت از والدین شده خداوند فرموده اگر چیزی از شما خواستند که بر خلاف دستورات خداوند بود به حرف اونها گوش ندید
این یعنی رضایت خداوند و فرمان او بر رضایت هر کسی در هر موقعیتی و شرایطی مقدم است
نظر من اینه که با وجود حفظ احترام همسرتون و با زبانی نرم و خوش سعی کنید اونو هدایتش کنید یا نارحتی خودتونو نشون بدین
مثلا همین مجالسی که میگین بهش بگین تو برو ولی من نمیام یعنی حداقل اینکه اونو همراهی نکنین در کاری که میخواد انجام بده. مطمئن باشید اگه همینقدر که شما دوستش دارین اون هم شما رو دوست داشته باشه حاضر نمیشه شما رو ناراحت کنه
اما درصورتی که همه تلاشتونو کردید و بازهم او راه خودشو رفت فکر نمیکنم گناهی متوجه شما باشه
باز هم از یک مشاور مذهبی کمک بگیرید یا به سایتهای پاسخگویی به مسائل شرعی مراجعه کنید.

اصلا شاید خدا خواسته شما باهم باشین تا کم و کاستی اگه در دین اون خانوم هست به کمک شما اصلاح بشه
از این وضع خسته نشین و تلاشتونو ادامه بدین
حتی اگه رفتار و اعمال شما باعث بشه یه گناه کوچیک رو هم اون خانوم بزاره کنار کلی اجر داره برای شما
خداوند به شما توفیق بده
موفق باشین
سه شنبه 19 دی 1391 08:57 ب.ظ
سلام آقاعرفان
مطالب وب لاگتون رو خوندم
زیبا بود
به نظر میرسه شما انسان معتقدی هستید
من یه مشکلی دارم
از شما و تمام کسانی که این کامنت رو میخونن میخوام که یه راه حلی پیشنهاد کنن
من خودم خیلی به مسائل دینی معتقدم و هر چیزی رو که بتونم رعایت مبکنم
اما خانومم زیاد رعایت نمیکنه
و خیلی وقت ها سر این مسائل با هم بحثمون میشه
من خانومم رو دوست دارم و نمیخوام ناراحتش کنم از طرفی هم وقتی میتونم جلوشو بگبرم و نگبرم خب منم مسئولم و تو کار اون شریکم دیگه
به نظر شما چه بکنم؟
سه شنبه 19 دی 1391 01:01 ب.ظ
لکنت چیه داداش مثلا ذووووووووووووووووووووووووق مرگ شدم ههههههههه.چچچچچچچچچچچچچچچچچچچچچچچچچچاکریم خوشگلی وخوشتی÷ی ازخودتونه
امیرعباس واااااااااااای شما چقدر ذوق میکنی
نه بابا تیپ ما کجا و شما کجا
ممنون سر میزنی
دوشنبه 18 دی 1391 07:58 ب.ظ
سعی میکنم عصبانیتمو کنترل کنم .قربون داداش عرفان گلم بشم نمیدونی چقدر دلم واست تنگ شد داداشی شمارتم دیگه ندارم ولی همش به یادتم داداشی . مخلصتم دربست
امیرعباس شمارمو دیگه نداری؟ مگه قبلا داشتی؟
بفرمایید. قابل شما رو نداره 09361212572
یکشنبه 17 دی 1391 06:49 ب.ظ
سلام عشق من

امیرعباس سلام عزیز دلم
خوش اومدی
یکشنبه 17 دی 1391 04:59 ب.ظ
سح سح سحلللللللللللللللللللللام.من اپپپپپپپپپپپپپپپم .تشریف بیاری خوشخوش خوش ححححححححححححححححححححال مییییییییییییییییییییییییییییی ییییییییییشم چچچچچچچچچچچچچچچچچچچچچچچچچچچچچا کریم.
امیرعباس سلام علیکم
شما به این خوش تیپی چرا لکنت زبان داری
الان تشریف میارم
چایی رو آماده کن تا موقع
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ

دعا پشت دعا برای آمدنت.
گناه پشت گناه برای نیامدنت.
دل درگیر میان این دو انتخاب.
کدام آخر؟ آمدنت یا نیامدنت؟


مشهد دل عالم است و ما اهل دلیم...
مدیر وبلاگ : امیرعباس
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

                    
 
 
چت روم - چت روم